تبليغاتX
5=2+2

5=2+2

ریدیوهد، ریدیوهد، ریدیوهد

این street spirit از کجا پیداش شد؟داشتیم زندگیمونو می کردیم!

از امروز یه بخش جدید تو  ۵=۲+۲  اضافه کردم به عنوان تفسیر ترانه ها.که تو اون هم من هم شما تفسیر خودمون از ترانه های ریدیوهد رو می نویسیم... به این صورت که شما کامنت می ذارین و من کامنت هارو به متن پست اضافه می کنم و در آخر هم نظر خودم و اظهار نظر اعضا گروه در مورد اون ترانه رو اگر موجود بود اضافه می کنم.

برای شروع،  ترانه وحشتناک فراموش نشدنی street spirit رو انتخاب کردم.

شما میگین این ترانه یعنی چی؟ از کجا می آد؟ چرا بعد از یک بار گوش دادن مسحورمون می کنه و دیگه ولمون نمی کنه؟؟...

 

را از اینجا دانلود کنید و بشنوید street spirit

 

 

نظرات:

 

فرید: "...این آهنگ درباره ی فکری یا احساسی نیست، این آهنگ خودش یک احساسه اما نمی تونم بگم دقیقا چه جور حسیه. این آهنگ شبایی رو یادم میاره که تا صبح گریه می کردم و آرزو می کردم کاشکی یه کی دیگه بودم..."

 

 vIRGo : " استریت اسپیریت خالص ترین ترانه ماست، اما من آنرا ننوشتم، خودش خودش را نوشت. ما تنها پیام آورانش بودیم، کاتالیزور بیولوژیکی آن. هسته اش برای من یک راز تمام عیار است. من هیچوقت سعی نخواهم کرد ترانه ای چنین فاقد امید بنویسم، حتی غمگین ترین ترانه های ما کورسویی از امید دارند، اما Street Spirit هیچ راه حلی ندارد، یک تونل سیاه است بی هیچ نوری در انتها، بیانگر همه احساسات تراژیکی است که آن چنان دردآور است که صدای ملودی تنها توصیف آن است. من رادار احساسات خودم را از آن آهنگ جدا میکنم، وگرنه نمیتوانم آنرا بخوانم، خرد میشوم... روی صحنه فرو میریزم. برای همین است که شعرش تنها تعدادی داستان کوچک یا تصاویر بصری است در برار توصیفی منسجم از معنای آن. در آن تمامیت احساس را مطرح کردم و چون قدرت بیان احساسات را نداشتم خرد شدم. مخاطبان ما از من قوی ترند که میگذارند آن ترانه به درونشان نفوذ کند، یا شاید پی نمیبرند که دارند به چه گوش میدهند، نمیفهند Street Spirit درباره نگریستن به چشمان شیطان است، و دانستن آنکه هرکاری بکنی، آخرین خنده از آن اوست، و این واقعیت دارد... حقیقت است. شیطان همیشه آخرین خنده را میزند و اگر خود را رها کنم که زیاد به آن بیندیشم خرد خواهم شد. باور نمیکنم که هوادارانی داریم که میتوانند از لحاظ احساسی با آن ترانه کنار بیایند، برای همین متقاعد شده ام نمیفمند درباره چیست. برای همین است که همیشه آن را در اواخر کنسرت اجرا میکنم، مرا زجر میدهد که به لبخند و خوشی هزاران نفر نگاه کنم که از تراژدی آن ناآگاهند. مثل وقتی که میخواهی سگت را ببری به کشتارگاه سگ ها، و او دمش را، در راه تکان میدهد. آنها به نظرم چنین می آیند و این دلم را میشکند. آرزو داشتم آن آهنگ ما را به عنوان کاتالیزور خود انتخاب نکرده بود، ولی درخواست آن خیلی شدید بود. من آن ترانه را ننوشتم..."

تام یورک (از کتاب روش کاملا ناپدید شدن، نشر مس، ترجمه سهراب محبی) "

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط حمید  |